غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )

17

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )

سال و از روزگار خليل الرحمن تا هنگام موسى ( ع ) پانصد و شصت و پنجسال بود و از ايام موسى تا زمان سليمان عليهم الجنة و الغفران پانصد و سى و شش سال و از وقت سليمان تا اوان ذو القرنين رومى هفتصد و هفده سال و از هنگام سكندر تا زمان عيسى ( ع ) سيصد و شصت و نه سال و برين تقدير از روزگار آدم تا ايام عيسى ( ع ) پنجهزار و پانصد و بيست و دو سال باشد و ابو الفتح ناصر بن محمد الحصيبى كه مؤلف معارف است و از معارف علماء مؤلف بدين معنى تنبيه نموده كه بروايت وهب بن منبه عمر آدم ( ع ) هزار سال بود و از انتقال ابو البشر تا وقوع طوفان دو هزار و دويست و چهل و دو سال و از طوفان تا فوت نوح سيصد و پنجاه سال و از وفات نوح تا انتقال ابراهيم دو هزار و دويست و چهل سال و ميان ابراهيم و موسى هفتصد سال و از موسى تا داود پانصد سال و از داود تا عيسى هزار و صد سال و از رفع عيسى ( ع ) تا ولادت خاتم الانبيا ششصد و بيست سال و برين تقدير از خلقت آدم تا زمان ميلاد سيد عالم صلى اللّه عليه و سلم هشت هزار و هفتصد و پنجاه و هشت سال باشد و حمزة بن الحسن اصفهانى كه از ناظمان منتظم سخندانى بمزيد اعتماد استثنا دارد روايت كرده كه از روز خلقت آدم تا مولد نوح ( ع ) هزار و پنجاه و شش سال بود و از ولادت نوح تا ميلاد ابراهيم هزار و هشتصد و نود و دو سال و از تولد ابراهيم تا زمان رسيدن يعقوب بمصر دويست و نود سال و از رسيدن يعقوب بمصر تا وقت وفاتش هفده سال و از فوت اسرائيل تا بناء بيت المقدس چهار صد و هفتاد سال و از بناء بيت المقدس تا هنگام تخريب آن چهار صد و ده سال و از خرابى بيت المقدس تا زمانيكه عمر بن الخطاب آن را مفتوح ساخت هزار و پانصد و پنجاه و چهار سال و بدين روايت از زمان خلقت ابو البشر تا اوان هجرت شفيع روز محشر قريب پنجهزار و ششصد و نود سال بود و افضل المتأخرين مولانا كمال الدين حسين خوارزمى در مقصد اقصى آورده‌اند كه از وقت ولادت خاتم الانبيا تا عيسى ( ع ) ششصد و بيست بيست سال بود و از عيسى ( ع ) تا داود هزار و دويست سال و از داود تا موسى پانصد سال و از موسى تا ابراهيم هفتصد و هفتاد سال و از ابراهيم تا طوفان نوح هزار و چهار صد و بيست سال و از طوفان تا آدم دو هزار و دويست و چهل سال و برين تقدير از ميلاد حضرت خاتم تا وقت خليفه اعظم صلواة اللّه عليهما شش هزار و هفتصد و پنجاه سال بوده باشد و در اين باب روايت ديگر نيز سمت ورود يافته اما چون راقم حروف بعدم اطناب مامور است بايراد آن اقوال مبادرت ننمود و عنان بيان را بذكر مجملى از احوال مشاهير انبيا و مرسلين صلواة اللّه عليهم اجمعين انعطاف داد ( هو موفق بسلوك طريق السداد و ملهم بطريق الرشد و الرشاد ) . ذكر آدم عليه السلام جمعى كثير از اهل تفسير و جمعى عفير از علماء تحرير فرموده‌اند كه آدم اسمى است عجمى مانند آذر و شالخ و آن را اشتقاق نيست و فرقهء از عبد اللّه بن عباس رضى اللّه عنه